تبليغاتX
غزلك
غزلك

پوشيده چه گوئيم ، همينيم كه هستيم ...

Home Email Archive Designer
 

بالاخره فرصتی دست داد و مهمتر از اون همتی کردم تا بیام و خاطرات چندین روزه عمرم رو بنویسم :

در این چند وقت ما مهمون شدیم ، جاهای مختلفی رفتیم و دوستان خوبی رو هم دیدیم ، از جمله اینکه آخر یکی از هفته ها رو با خانواده امیر و در منزل خواهرش سپری کردیم ، دیگه اینکه این روزها با دوست خیلی خوبی وقت بیشتری رو می گذرونم !

شبی رو به اتفاق برخی از همکاران در رستوارن یکی از دوستان خوش گذروندیم !

 یه اتفاق جالب هم اینکه بعد از گذشت  چندین سال یکی از دوستان خوب و قدیمی دوران دانشگاه رو پیدا کردم و جالبتر اینکه اون برنامه ای رو ترتیب داد و به ایران اومد تا همدیگر رو ببینیم ؛ ما بعد از گذشت 10 سال موفق شدیم تا همدیگر رو ببینیم و خیلی از حرفهای دلمون رو بهم بزنیم و در نهایت هم به این نتیجه برسیم که دنیا با همه بزرگیش خیلی کوچیکه ! دوست خوبم در هر کجای این دنیای به ظاهر پهناور که باشی  برات آرزوی موفقیت می کنم و به امید دیداری دوباره تو رو به خدای مهربون می سپارم !

 به شمال رفتیم و تولد جوجه پانیذ ( جیگر خاله ) رو هم برگزار کردیم و در این جشن کلی با جوجه های خوشگلم ( پانیذ و بهار ) حال کردم ، عکسهاش رو هم میذارم تا ببینین .

آخر هفته گذشته رو هم به منزل پدری امیر رفتیم ، پدرش برای اینکه بچه هاش رو توی زحمت نندازه بدون اینکه به کسی بگه به همراه مادرش و البته پسر بزرگش ، یکی از چشمهاش رو جراحی کرده !!! با امیر نسبتاً خجالت کشیدیم ، چرا که فکر میکنم حق هیچ پدر و یا مادری نیست که  بعد از متحمل شدن همه زحمتهاشون برای فرزندانشون ؛ در مواقعی که به اونها نیاز دارند ، تنها باشن !

و اما این روزها سرم به کلاسهام و کارهام در شرکت گرمه و البته هوا هم که سرد شده و آمار بیمارها با بیماریهای مختلف از جمله انواع سرما خوردگیها و آنفلونزاها بیشتر شده ، اکثر مردم در هراس این بیماری هستند ، امیدوارم مشکل جدی برای کسی در این رابطه به وجود نیاد و با رعایت بیشتر مسائل بهداشتی همه افراد همیشه سلامت و شاد باشن .

و اما عکسهای جوجو خوشگلا :

 

پانیذ عسلم

پانیذ عسلی در جمع دوستانش

بهار خوشگلم و پانیذ عسلی

پانیذ عسلی فرشته کوچولوئی که در حال خوندن و رقصیدن با آهنگ تولدت مبارکه عمو پورنگه ! جوجه بیشتر تمایل داره تا تصویر و آهنگ عمو پورنگ رو با هم داشته باشه تا اینجوری بیشتر حال کنه !

برای چندمین بار تولدت مبارک آسمونی قشنگ خاله

می بوسمتون جوجه های دوست داشتنی من و خدا روهزاران بار شکر میکنم بخاطر وجود با ارزش و سرشار از انرژی مثبتتون ، از همه دوستان خوبم که جویای حال غزلک هم هستند بی نهایت سپاسگزام و برای همه آرزوی سلامتی و شادی دارم ! 

راستی فردا جمعه مورخ هشت هشت هشتاد و هشت ( ۸/۸/۸۸ ) هست ، من و امیر خان قصد داریم در این روز  یه خاطره خوب و قشنگ داشته باشیم تا ۱۱ سال دیگه یعنی ۹/۹/۹۹ اگه خدا خواست و زنده بودیم ، ازش به خوشی یاد کنیم ! همونطور که من از ۷/۷/۷۷ یعنی زمانی که با دوستان در دانشگاه بودیم به نیکی یاد میکنم ، یادش بخیر !!! امیدوارم  برای همه این روز سرشار از خاطرات شیرین بشه !

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه 1388/08/07 ساعت 10:6 توسط غزاله |


 

خوشگلم : باورم نميشه كه به اين زودي ۲ سال قشنگ از زندگي رو در كنار تو تجربه مي كنيم و با تو از قشنگي هاي زندگي بيشتر لذت مي بريم ؛ هر چند كه خاله بخاطر دوري مسافت خيلي از وقتها ، بودن در كنار تو رو از دست ميده اما هميشه در قلبش جوجوي دوست داشتني رو حس ميكنه !

حالا ديگه اينقدر شيرين زبون و باهوش هستي كه وقتي بهت تبريك بگم با اون زبون شيرين و دل مهربونت جوابم رو بدي و بگي مرسي خااه غزااه جون !

پانيذ عسلم : تولدت رو از صميم قلب بهت تبريك ميگم و مي خوام اينو بدوني كه خاله غزاله خيلي خيلي خيلي دوست داره و خداي مهربون رو بخاطر وجود بسيار با ارزشت در زندگي همه ما شكر ميكنه .

فرشته مهربون آسموني : كادوت هم پيش خاله جون محفوظه تا به زودي ببينمت و در جشن تولدي كه مامان جون فروهر تداركش رو مي بينه شركت كنم و با هم بگيم ، بخونيم ، بخنديم و برقصيم ! واي كه خاله قربون اون رقصيدنهاي بامزه ات بره

مي بوسمت هزارتااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا 

 

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/15 ساعت 15:44 توسط غزاله |


 

 

برای کسیکه عشق را در وجودم زنده کرد :

 

هر چی آرزوی خوبه مال تو

هر چی که خاطره داری مال من

اون روزهای عاشقونه مال تو

این شبهای بی قراری مال من

منم و حسرت با تو ما شدن

توئی و بدون من رها شدن

آخر غربت دنیاست ، مگه نه

اول دو راهی آشنا شدن

تو نگاه آخر تو  ، آسمون خونه نشین بود

دل تو شکسته بودند ، همه قصه همین بود

می تونستم با تو  باشم ، مثل سایه مثل رویا

اما بیدارم و بی تو ، مثل تو تنهای تنها

تنهای تنها

 

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه 1388/07/09 ساعت 10:24 توسط غزاله |


 

جمله بي قراريت از طلب قرار توست

طالب بي قرار شو تا كه قرار آيدت

واقعاً درسته كه از روي ظاهر آدمها و يا صرفاً از روي حرفهائي كه مي زنند ، نميشه آدمها رو شناخت و يا تا حدودي پي به دنياي دروني اونها برد ، ما يك شب قبل از عيدفطر رو افطاري و شام مهمون كسي بوديم كه اصلاً فكرش رو هم نميكرديم كه تا اين حد به آرامش خاطر ما اهميت بده و براش مهم باشه كه ما در چه حالي هستيم ؟! هر چند كه اين شخص خيلي به ما تلفن و يا سر نميزنه و البته ما هم از طريق شخص ديگري جوياي احوالش هستيم و يا خيلي اهل صحبت كردن و به قولي زبون بازي نيست !

هر چند قبلاً هم در برخي از شرايط كه امير به كمك ايشون نياز داشت خودش رو به موقع رسونده بود ولي كار اين دفعه اش نه به خاطر افطاري و شام و يا ... بلكه به خاطر ارزش و توجهي كه براي ما قائل شده خيلي جاي تشكر داره ، سعي ميكنم قدر و ارزش خوبيهاي ديگرون رو خوب بدونم ( به خصوص در برخي شرايط خاص ) ، اميدوارم بتونم در مواقعي كه دوستان خوبم به من نياز دارند كنارشون باشم ، خدا رو شكر كه اين روزها بارون پاك آسموني همه زشتي هاي زميني رو مي شوره و ما هم خيلي حالمون خوبه و بهونه هاي بزرگ و كوچيك و همينطور قشنگ زندگي اونقدر زياد هستند كه در كنار عزيزانمون از اونها لذت ببريم .

اميدوارم عبادات خالصانه همه بندگان مخلص خدا هم مورد قبول درگاه ايزدي واقع بشه و عيد همه مبارك باشه ، در اين روزهاي خوب خدائي براي همه آرزوي شادي و سلامتي دارم .

ممنونيم عمو پرويز عزيز به خاطر لطف و توجه بي منت و خالصانه اي كه به ما داشتيد !

ممنونم امير عزيزم به خاطر اينكه با همه مشغله كاري كه داري باز هم تاريخ تولدم رو به خاطر داشتي و مرسي از كادوي قشنگت  

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه 1388/06/30 ساعت 9:44 توسط غزاله |


 

قبل از هر صحبتي از همه دوستان خوبم كه پيگير و احوال پرس هستند و در شادي و در ناراحتي همراه واقعي من بوده اند نهايت تشكر را دارم ، خدا رو شكر كه حالم رو به بهبودي هست و دوباره از زندگي و از هستي قشنگي كه نعمت خداست در كنار عزيزانم لذت مي برم ، هيچ وقت چيزي رو به زور از خدا نخواستم ، حالا هم همينطور و واقعاً به رضاي او راضيم و اينو هم خوب ميدونم كه هر گرفتاري و يا مشكلي كه براي بنده هاش پيش مي آد حتماً حكمتي داره كه ما بنده ها ازش سر در نمياريم و همينطور خداوند بنده هائي رو كه بيشتر دوستشون داره و مي خواد كه هميشه به يادش باشند رو بيشتر در يه سري مسائل و مشكلات قرار ميده و باز هم از اين بابت خوشحالم كه اگه يه نگاه كوچولو به من كوچيكترين داشته و خواسته اين روزها بيشتر به يادش باشم و يا با تحمل دردها شايد برخي از گناهانم در همين دنيا بخشوده شده باشه ، شايد ...

خوشحالم از اينكه از دسته بنده هاي فراموش شده و رها شده خدا نيستم ، همونهائي كه بر خلاف اينكه همه بنده ها مي دونند كه در زندگي غم و شادي بهم است باز هم خيلي علاقه دارند تا وانمود كنند همه چيز بر وفق مراد هست و كوچكترين درد و رنجي در زندگي شون وجود نداره ( راضي به رضاي او بودن و گله نكردن تفاوت داره با اينطور وانمود كردنها ) و يا اونهائي كه واقعاً اونقدر غرق در نعمتهاي مادي خداوند مي شوند كه ديگه خدا رو فراموش مي كنند و خدا هم اونها رو رها ميكنه !

چند وقت پيش در جائي تفاوتهاي يه دوست معمولي رو با يه دوست واقعي خونده بودم ، با وجود اينكه اين مطالب ترجمه شده هستند و تا حدودي با فرهنگ ما بيگانه اما به نظرم خيلي جالب بود ، چرا كه در خيلي از موارد با فرهنگ ما آشناست و البته من در حال حاضر برخي از اين تفاوتها رو خيلي خوب درك ميكنم ، چرا كه مخصوصاً در اين روزها برخي از اونها خيلي خوب به من ثابت شده و اما تفاوتها :

يك دوست معمولي هيچ گاه نمي تواند گريه تو را ببيند

يك دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر مي شود

يك دوست معمولي يك جعبه شكلات  براي مهماني تو مي آورد

يك دوست واقعي زودتر به كمك تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز كردن مي ماند

يك دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت مي شود

يك دوست واقعي مي پرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري ؟

يك دوست معمولي دوست دارد به مشكلات تو گوش كند

يك دوست واقعي سعي در حل آنها مي كند

يك دوست معمولي مانند يك مهمان عمل مي كند و منتظر مي شود از او پذيرائي شود

يك دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرائي مي كند

يك دوست معمولي مي پندارد كه دوستي شما بعد از يك مرافعه تمام مي شود

يك دوست واقعي مي داند كه بعد از يك مرافعه دوستي شما محكم تر مي شود

يك دوست واقعي كسي است كه وقتي همه تو را ترك كردند ، با تو مي ماند !!!

 

البته ظاهراً از اونجائيكه اصولاً اون ور آبيها از دنياي تملق دورترند ، واژه اي بنام " به ظاهر دوست "ندارند و يا اگر هم دارند ، تعدادشان كم هست ؛ حالا اين ور آبيها با اين دسته از افراد هم چه دنياي پر از گل و بلبلي خواهند داشت !

بايد مانند هميشه خداي مهربون رو به خاطر وجود همه نعمتها و خوبيهاي بي دريغش از جمله دوستان واقعي شكر كنم و از همه دوستان واقعي خودم كه مثل هميشه لطف و محبت دارند و واقعاً و در همه حال رفيق هستند ، نهايت قدرداني رو داشته باشم و در اين روزهاي قشنگ آسموني براي همه رفيقان بي كلك آرزوي سلامتي و سعادتمندي و شادي دارم ، منو هم از دعاها و آرزوهاي قشنگتون بي نصيب نگذاريد و در نهايت اينكه بي شك بهترين رفيق واقعي خداي بي همتاست !!!

با بهترين آرزوها

شادزي مهر افزون

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه 1388/06/18 ساعت 9:20 توسط غزاله |


Home | Archive | Email